وبسایت حمیدرضا لاچین - فعال در حوزه‌ی منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی

در این وبسایت فعالیت ها، تجارب و یادگیری های دانشجویی و حرفه ای، مطالب علمی در حوزه های منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی و سفرنامه هایم را به اشتراک می گذارم

وبسایت حمیدرضا لاچین - فعال در حوزه‌ی منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی

در این وبسایت فعالیت ها، تجارب و یادگیری های دانشجویی و حرفه ای، مطالب علمی در حوزه های منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی و سفرنامه هایم را به اشتراک می گذارم

وبسایت حمیدرضا لاچین - فعال در حوزه‌ی منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «meaning» ثبت شده است

۰۴
فروردين

 

پس از رجوع به گذشته و کشف مهم ترین تجارب و خاطراتمان، مضامین و سرنخ ها شروع به پدیدار شدن می کنند. این مضامین و سرنخ ها مجموعه ای از کلمات کلیدی و احساسات مشترکی هستند که باید در ساختاری کنار هم گذاشته شوند تا معنای زندگی شکل گیرد.

#سایمون_سینک در کتاب خود به نام چرایی خود را پیدا کنید، ساختاری دو قسمتی برای #معنا پیشنهاد می دهد: انجام دادنِ ............... تا ...............

جای خالی اول بیانگر نقش ما و کمکی است که به زندگی دیگران می کنیم. دومین جای خالی بیانگیر #تاثیر این تقش و کمک مان است. طبق این ساختار معنا متمرکز بر آمال و خواسته های شخصیمان نیست، بلکه درباره #مسئولیت ما درباره دیگران و تاثیری است که در زندگی آنها میخواهیم ایجاد کنیم.

#ویکتور_فرانکل در این باره در کتاب انسان در جستجوی معنا می گوید: "معنا را تنها نمودی از خود نشماریم، زیرا معنا نه تنها از وجود نشات می گیرد، بلکه رو در روی آن نیز می ایستد و به مقابله با آن می پردازد. اگر معنایی که انسان در صدد تحقق بخشیدن به آن است، فقط نمودی از شخصیت او یا مظهر اندیشه های آرزومندانه او بود، دیگر خصلت مبارزه طلبانه را از دست می داد و قدرت آن را نداشت که انسان را به پیش براند."

معنا باید تصویری الهام بخش و انگیزاننده از علت وجودی ما و آینده بدهد تا بتوانیم از هر #رنج با رضایت عبور کنیم. تنها معنایی متمرکز بر خلق ارزش و تاثیر در زندگی دیگران می تواند چنین اثر ماندگاری داشته باشد.

بعلاوه معنا باید #اصیل باشد. به این معنا که هر روز آن را زندگی کرده و در عمل، افکار و تصمیماتمان آن را سر لوحه قرار دهیم. کلمات زیبایی که عمل نشود، مانند شعاری تو خالی به نظر می رسد و اعتماد دیگران به ما را خدشه دار می کند.

  • حمیدرضا لاچین
۰۲
فروردين

در قسمت های قبل در مورد اهمیت و کاربرد معنا در گذر موفقیت آمیز از #رنج و چالش ها و تبدیل شدن به رهبری حقیقی صحبت شد. در این قسمت و قسمت ششم میخواهم درباره چگونگی کشف، خلق، ساختار و ویژگی های یک #معنای الهام بخش و استاندارد نکاتی را بگویم.

معنا را باید کشف کرد.

همه ما آنقدر خوش شانس نیستیم که معنای زندگیمان در طی حوادثی به ما ناگهانی الهام شود. بیشتر ما برای کشف معنایمان باید خود به کاوش #گذشته مان مشغول شویم. برای کشف معنایمان، باید مهم ترین خاطرات مان (لحظات سرنوشت سازمان) را کنار هم بگذاریم و با بررسی آنها، به ارتباطاتی برسیم. با نگاه به گذشته مان و با کشف مهم ترین سرنخ ها (فراز و نشیب های زندگیمان، چالش هایی که حل کرده ایم، لحظاتی که بیشترین حس افتخار را داشته ایم، تغییراتی که ایجاد کرده ایم) می توانیم الگوهایی را پیدا کنیم.

بیشتر مواقع معنا از همین خاطرات رنج آور و سخت زندگیمان می آید. مانند ویکتور فرانکل که تجربه حضور در اردوگاه های کار اجباری نازی ها معنای زندگیش را برایش شفاف کرد.

معنا در اکثر مواقع در دوران نوجوانی درون ما شکل می گیرد. اما چون معنا در قسمتی از مغزمان شکل می گیرد که ارتباطی با زبان ندارد، بیان آن برایمان بسیار سخت است. افرادی که به کاوش برای کشف معنایشان می پردازند، قدرت بیشتری برای #الهام_بخشی رفتار خودشان و اطرافیانشان پیدا خواهند کرد و در مواجهه با رنج های زندگی با رضایت به پیش خواهند رفت.

  • حمیدرضا لاچین
۲۹
اسفند

در سه قسمت قبل از تئوری ها و تجربیات ویکتور فرانکل و ویلیام گلاسر در باب یافتن معنا و امید در دوران رنج و همراستا کردن ماشین رفتارمان با این معنا، بعنوان بهترین ابزار گذر از رنج گفتم. در این قسمت میخواهم به تحقیق دیگری اشاره کنم که تجربه ی رنج و چالش را مسیر یافتن معنای زندگی و تبدیل شدن به #رهبری حقیقی یافته است.

وارن بنیس (پدر علم رهبری) و رابرت توماس با بررسی و مصاحبه با برترین رهبران دنیا در طی سه سال دریافتند که تمام این افراد در طول زندگی خود تجربه یک اتفاق ناگهانی، تلخ، رنج آور و چالشی را داشته اند. نوع نگاه و رفتار این افراد در این دوران ها، که به آنها #بوته_آزمایش می گویند، عامل تبدیل آنها به رهبری واقعی بوده است. آنها دریافتند مهارت هایی که به یک انسان کمک می کند تا از شرایط رنج بگذرد و رشد هم یابد، دقیقا همان مهارت هایی است که یک رهبر برتر را می سازد. در صدر این مهارت ها، یافتن #معنای_زندگی و ترسیم تصویری مثبت از آینده ی پس از بحران است.

رهبران حقیقی در مواجهه با بوته های آزمایش رویکردی فعالانه دارند. آنها از این تجارب برای تحول خود استفاده می کنند. رهبران حقیقی #رنج و #چالش را بعنوان فرصتی برای نشان دادن شایستگی های خود و بهتر شدن می بینند. در نتیجه، آنها می توانند در این دوران ها معنای زندگی خود را پیدا کنند، از تجارب یادگیری داشته باشند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند و بهتر و متعهدتر از گذشته شوند.

منبع: https://hbr.org/2002/09/crucibles-of-leadership

  • حمیدرضا لاچین
۲۷
اسفند

ویلیام گلاسر، روانپزشک آمریکایی، خالق مدلی به نام #تئوری_انتخاب است. در مدل او منشاء رفتارها، احساسات و انگیزه‌ های انسا‌ن‌ها، انتخاب ‌ها و رفتارهای هر فرد و تحلیل‌های درونی او در نظر گرفته می‌شود. از نظر او #رفتار انسان تابعی از #انتخاب های خود اوست تا شرایط محیطی.

او برای تشریح بیشتر مدل رفتاری خود، رفتار هر فرد را مانند یک ماشین در نظر می گیرد که از چهار چرخ تشکیل شده است: عمل، تفکر، احساس و فیزیولوژی. کنترل این ماشین هم با خواسته ها و انتخاب های ماست.

مانند یک ماشین، حرکت #ماشین_رفتار برعهده ی چرخ های جلو یعنی عمل و تفکر است. به عبارتی دیگر خواسته و انتخاب ما جهت حرکت مان را مشخص کرده، سپس عمل و تفکرمان عامل حرکت و بروز احساس و فیزیولوژی همراستا با خواسته مان خواهد شد.

در نتیجه در دوران #رنج و چالش گام اولمان باید انتخاب #امیدواری به آینده و ساختن #ماموریت، #رسالت و #هدفی باشد که به تک تک لحظه های زندگیمان #معنا می دهد،  و گام دوم باید انجام اقدامات و تفکر همراستا با این انتخاب باشد. در آن صورت ماشین رفتارمان به سمت آن معنا به حرکت افتاده و احساسات و فیزیولوژی بدنمان نیز در راستای ساخت آن تصویر معنادار نمود پیدا خواهد کرد.  

  • حمیدرضا لاچین
۲۶
اسفند

نتایج تجارب و تحقیقات ویکتورفرانکل در دوران حضور در اردوگاه های کار اجباری آلمان نازی، او را به یک نتیجه رساند: "هر چند بعضی عوامل و شرایط نامناسب مثل کم خوابی و بی غذایی سبب می شدند تا زندانیان به شکلی از خود واکنش نشان دهند، ولی نهایتا به این اصل می رسیم که سرنوشت زندانی به هر صورتی که در می آمد، محصول و نتیجه ی #تصمیمات و #انتخابات او بود تا تاثیرات زندگی اردوگاهی."

انتخابی که فرانکل از آن صحبت می کند، انتخاب بین دو نگاه به رنج است: #امیدواری یا #ناامیدی.

امیدواری یعنی فکر کردن به آینده. عمده افرادی که از آن همه رنج اردوگاه ها نجات پیدا کردند، نه قوی ترین بودن و نه باهوش ترین. آنها فقط توانستند یک تصویری جذاب از آینده ترسیم کنند. تصویری که بیانگر یک #ماموریت، #هدف و #رسالت از زندگی پس از دوران اردوگاه بود. این تصویر هر ثانیه به آنها انگیزه و معنا برای تحمل شرایط می داد.

زندانیان ناامید کسانی بودند که نه می توانستند عاقبت و هدفی برای این زندگی خود ببینند. آنان امید به آینده را از دست می دادند، زندگی حال دیگر برایشان #معنایی نداشت و ترجیح می دادند چشمان خود را ببندند و در #گذشته فرو روند. همین امر باعث #فرسودگی جسمانی و روانی آنها و سقوطشان می شد.

در نتیجه گام اول برای عبور از رنج انتخاب امیدواری و غلبه بر ناامیدی است. اینکه به آینده فکر کرده و انتخاب کنیم که آینده ی ما بیشتر تحت تاثیر انتخاب های خود ماست تا شرایط محیطی.

  • حمیدرضا لاچین
۲۵
اسفند

 

ویکتور فرانکل، یه روانپزشک اتریشی، در اوایل جنگ جهانی دوم توسط ارتش آلمان نازی دستگیر و به اردوگاه کار اجباری آشویتس فرستاده شد.

 

#رنج های دردناک و مختلفی مثل گرسنگی، بیماری تیفوس، ضرب و شتم و تحمل سرمای سوزناک بدون لباس و کفش مناسب را در این ایام در کنار هزاران زندانی دیگری تحمل کرد و نه تنها زنده ماند، بلکه براساس این تجربه، یک سبک روانشناسی به نام #معنا_درمانی را ابداع کرد و الهام بخش انسان های زیادی در سراسر دنیا شد.

 

در مواجهه با رنج و چالش های سخت و غیر قابل پیش بینی روزگار، آدم ها به دو دسته تقسیم می شوند:

  1. افرادی مثل فرانکل که فعالانه با چالش مواجه می شوند. آنها نه تنها در برابر چالش تسلیم نمیشوند، بلکه از آن بعنوان فرصتی برای یادگیری و بهتر شدن استفاده می کنند. ابزار اصلی اینگونه مواجهه یافتن #معنایی فراتر از خود است.

 

  1. افرادی که منفعلانه در برابر چالش قرار می گیرند. این افراد یا در برابر چالش تسلیم می شوند یا در بهترین بدون هیچ پیشرفتی نجات پیدا می کنند.

 

در سری پست هایی میخواهم بیشتر درباره رویکرد آدم های دسته اول صحبت کنم. اینکه چگونه معنا می تواند عامل گذر فعالانه ما از هر رنجی باشد.

 

#معنا #رهبری #رنج #MicroHR #معنادرمانی #درجستجوی_معنا

  • حمیدرضا لاچین
۰۹
آبان

According to a research by A.T. Kearney, in any team environment, joy arises from a combination of harmony, impact, and acknowledgment — all of which business leaders can engender in their organizations.

 

The survey findings further suggest that joy stems from believing one’s work is truly meaningful. Employees who believe their “company makes a positive societal contribution” and who feel “personally committed to achieving the company’s vision and strategy” experienced the most joy at work.

 

So to create a JOYFUL environment, Leaders must clarify the meaning of work, show employees where they are going, align them to advance the vision, make sure everyone is aware of his impact and role and finally recognize them for their contribution to success.

Source: Making Joy a Priority at Work

#mircohr #leadership #joy #vision #leader #meaningful_work #purpose #recognition #alignment #clarity #harmony #fulfillment

  • حمیدرضا لاچین
۱۶
ارديبهشت

What is the most important employees’ driver for higher productivity, better performance and more satisfaction? Better payment? Promotion? As KPMG has found, meaning and a sense of purpose is the most important one.

 

KPMG, the audit, tax, and advisory firm, has enjoyed high employee morale for the last several years— about 80% of its 29,000 professionals say it is a great place to work. But the firm wanted to understand what was driving this sentiment. Analysis of its annual employee survey revealed one item as a particularly strong driver of employee engagement, retention, and pride: “I feel like my job has special meaning and is not just a job.”

 

According to the internal survey at KPMG, having leaders talk about purposeful work had a significant impact on their employees’ sense of company pride and work satisfaction.

 

Read Bruce N. Pfau’ article on HBR for more information.


#MicroHR 

#meaningul_work 

#purposeful_work 

#employee_satisfaction


  • حمیدرضا لاچین