وبسایت حمیدرضا لاچین - مهندس صنایع، کارشناس منابع انسانی و مدرس زبان انگلیسی

در این وبسایت فعالیت ها، تجارب و یادگیری های دانشجویی و حرفه ای، مطالب علمی، سفرنامه ها و طبیعت گردی هایم را به اشتراک می گذارم

وبسایت حمیدرضا لاچین - مهندس صنایع، کارشناس منابع انسانی و مدرس زبان انگلیسی

در این وبسایت فعالیت ها، تجارب و یادگیری های دانشجویی و حرفه ای، مطالب علمی، سفرنامه ها و طبیعت گردی هایم را به اشتراک می گذارم

وبسایت حمیدرضا لاچین - مهندس صنایع، کارشناس منابع انسانی و مدرس زبان انگلیسی
۰۹
تیر

به نام دوست که هر چه داریم از اوست

مقدمه

از سال دوم دانشگاه که افتخار آشنایی با دکتر شفیعا، استاد عزیز و برجسته دانشکده مهندسی صنایع، را داشتم سعی ام بر آن شد که با رهنمودهای این بزگوار به آن پختگی و کشف استعدادها و توانایی ها، که دغدغه اصلی دکتر شفیعا تشویق دانشجویان به رسیدن به آن است، دست یابم.

هر چند ناقص اما گمان میکنم راه خود را یافتم و با دلگرمی و حمایت های همیشگی دکتر شفیعا به سمت آن پختگی حرکت کردم و در حال حرکت هستم و خواهم کرد.

به قول دکتر شفیعا: " این دانشجویان و جوانان گستاخی و جرئتی در وجودشان هست که اگر قلقلکشان بدهیم کارها و و تغییرات بزرگی میتوانند اعمال کنند."

 

مجموعه فعالیت هایی که در طول سال گذشته داشتم مرا به فکر راه انداختن این وبلاگ برای اشتراک گذاری آنها، تجارب حاصل و یادگیری های فراوان وا داشت. همچنین فرصت کارآموزی خارج از کشور تحت برنامه  IAESTE  مزید علت گشت تا بتوان یادگیری ها و تجارب حاصل از این فرصت تعامل با یک محیط بین المللی را با دوستان به اشتراک بگذاریم.


عشق و علاقه زیادم به سفر کردن و طبیعت گردی نیز مرا به فکر اشتراک خاطرات این گشت و گذارها انداخت تا از طریق نوشتن این علاقه و شور را منتقل و زیبایی های این دنیا را توصیف نمایم.

 

امیدوارم این وبلاگ بستری باشد برای همکاری با علاقه مندان در حوزه های مشترک و در توان من و یافتن دوستانی جدید.

 

با عرض احترام

حمیدرضا لاچین

9 تیر 1396

 

 

  • حمیدرضا لاچین
۲۲
بهمن


زمانی که سرعت تغییرات در بیرون از سرعت تغییرات در درونمان پیشی می گیرد، پایان نزدیک است.

-          جک ولچ

چند هفته ای است هر جمعه مطلبی علمی را به اشتراک میگذارم. این مطلب در واقع بهترین و مفیدترین مطلبی است که در طول آن هفته مطالعه کرده ام یا یاد گرفته ایم. این مطالب عمدتا بخش هایی از یک کتاب یا مقاله بلند است که در چند هفته با شما به اشتراک می گذارم.

 این سبک از اشتراک مطالب را میکرو لرنینگ (Micro Learning) می گویند. در این سبک نکات مهم و کاربردی یک مطلب طولانی تر، مانند یک کتاب یا مقاله بلند، را به صورت میکرو و در چند مرحله با دیگران به اشتراک می گذاریم به صورتی که هربار مطالعه آن مطلب بیش از 10 دقیقه از خواننده زمان نگیرد.

از آنجا که جمعه ها زمان بیشتری را در فضای مجازی می گذارنیم، دریافتم که این روز برای اشتراک این مطلب در فضای مجازی بهترین است. اسم این برنامه را جمعه یادگیری (Learning Friday) گذاشته ام.

جمعه های یادگیری بصورت مقالات بلند با حداکثر 1000 کلمه و حداکثر 10 دقیقه زمان مورد نیاز برای مطالعه، حول محور یک داستان و یک راهکار علمی بنا شده است. در این مقالات هدف ارائه جذابترین و کاربردی ترین تجربه یا مطالعه در حوزه منابع انسانی در هفته ای که گذشت می باشد.

هدف استمرار یادگیری با ارائه مطالب میکرو حتی در روز تعطیلی جمعه است. هدف غلبه بر سرعت تغییرات مستمر در بیرونمان است. بهترین شتابدهنده درونی برای افزایش سرعتمان، یادگیری مستمر است.

این مطالب هر جمعه در وبسایت شخصی ام، لینکدین و سایت ویرگول منتشر خواهد شد.

 

#جمعه_یادگیری

#learning_friday

#میکرو_لرنینگ

#micro_learning

  • حمیدرضا لاچین
۰۷
ارديبهشت


با توجه به استقبالی که تاکنون از مجموعه مقالات جمعه یادگیری صورت گرفته است، تصمیم به آغاز انتشار مجموعه جدیدی از مطالب علمی به سبک میکرو لرنینگ (Micro Learning) گرفتم. در این مجموعه جدید به نام MicroHR، هر هفته روز دوشنبه یک مطلب و یافته علمی و کاربردی در حوزه منابع انسانی به اشتراک گذاشته خواهد شد. این مجموعه بعنوان یک مکمل در کنار جمعه های یادگیری عمل خواهد کرد.

در MicroHR،  هدف ارائه یک نکته علمی و آموزشی در حوزه منابع انسانی به عنوان سرنخی برای مطالعات و تفکر بیشتر می باشد. در MicroHR یک متن با حداکثر 200 کلمه به همراه یک محتوای بصری مانند ویدئو کوتاه، اینفوگرافیک، پوستر، انیمیشن و ... با حداکثر 3 دقیقه زمان مورد نیاز برای مطالعه بصورت هفتگی هر دوشنبه منتشر خواهد شد.

از آنجا که منابع استفاده شده عمدتا منابع معتبر و به روز دنیا از نشریاتی مانند Harvard Business Review، Forbes، Inc،  Business Insider و ... می باشد، پست ها قالبا به زبان انگلیسی بوده تا کلمات کلیدی مورد نیاز برای مطالعات بیشتر در اختیار مخاطبان قرار گیرد.

مانند جمعه های یادگیری هدف غلبه بر سرعت تغییرات مستمر در بیرونمان است. بهترین شتابدهنده درونی برای افزایش سرعتمان، یادگیری مستمر است.

این مطالب هر دوشنبه در وبسایت شخصی ام و لینکدین  منتشر خواهد شد.

 

 #میکرولرنینگ

#منابع_انسانی

#micro_learning

#MicroHR


  • حمیدرضا لاچین
۲۴
آبان

داستان یک مصاحبه!

اخیرا برای جذب یک کارشناس خزانه در یکی از شرکت های گروه علی بابا، با فردی که بیش از 20 سال سابقه کار در این حوزه را داشت مصاحبه داشتیم. از لحاظ شایستگی های مدنظر برای سمت کارشناس خزانه، فرد بسیار مناسبی برای استخدام بود. موردی در رزومه ایشان که کمی ما را برای استخدامشان مردد نمود، عدم ارتقا شغلی در مدت بیش از 20 سال فعالیت در این حوزه بود. برایمان سوال بود چگونه فردی می تواند بیش از 20 سال در حوزه ای فعال باشد، اما در همان سطح کارشناس باقی بماند. به قول مدیر مالی شرکت، در این 20 سال آن فرد میتوانست به درجات بالای حوزه مالی برسد.

کمی که بیشتر با خود متقاضی صحبت کردیم، فهمیدیم ایشان چند سالی هست یک کسب و کار محلی برای خود دارد. بصورت واضحی وقتی درباره کسب و کار خودشان صحبت می کردند، شور و شوق بیشتری در صحبتشان پدیدار می شد. به راحتی قابل حدس بود که برایشان کسب و کار شخصی بیش از شغل مالی هیجان انگیز و جذاب است. کار برایشان بعنوان چالش اصلی زندگی مطرح نبود.

همه به دنبال چالش در کار نیستند!

این مورد برای من یادآور مطلبی شد که در کتاب 53 اصل مدیریت انسان ها از استفان رابینز خواندم. در یکی از فصل های این کتاب به تحقیقی در حوزه چالش انگیز بودن کار اشاره شده است. براساس این تحقیق، تنها 15% از کارکنان به دنبال چالش در شغل هستند. اینها افرادی هستند که پیشرفت و ارتقا شغلی برایشان بسیار مهم بوده، بنابراین از چالش در کار استقبال می کنند. 85% مابقی یا چالش اصلیشان در خارج از محل کار بوده، مثلا ورزش خاصی را دنبال می کنند یا کار نویسندگی انجام می دهند، یا کلا دنبال هیچ چالشی در زندگی نیستند. آن دسته که خارج از محل کار به دنبال چالش هستند، کار را فقط به عنوان منبع کسب درآمدی برای انجام چالش های اصلیشان می بینند. برای این افراد رشد و پیشرفت در کار آنچنان اهمیت نداشته، بنابراین بیشتر از کارهای روزمره و بدون چالش استقبال می کنند.

وظیفه ما در واحد منابع انسانی تشخیص و دسته بندی این نوع مشاغل هست. باید آگاه باشیم که نمی شود و نباید دنبال چالش کشیدن و رشد شغلی همه افراد سازمان باشیم. باید بستر این رشد را فراهم کنیم تا افرادی که انتخابشان مشاغل چالشی و پیشرفت شغلی است، از این امکان رشد بهره مند شوند. طبیعتا آن 15% در هر سازمانی، افرادی هستند که با چالش کشیدن خود، عملا کل سازمان را به چالش کشیده و عامل اصلی نوآوری هستند.

منابع انسانی در قبال آن دسته که چالششان خارج از محل کار تجربه می شود نیز وظیفه دارد. باید با استفاده از امکانات رفاهی مختلف مانند انعطاف پذیری ساعت کار، هدایا و غیره تا حد توان به این دسته برای تجربه چالش در خارج از کار کمک کرد. اگر این افراد بتوانند تجارب چالشی مثبتی داشته باشند، طبیعتا با حال بهتری در محل کار حاضر می شوند و انگیزه و وفاداری بیشتری خواهند داشت. ترجیح شخصی ام این است که دنبال افرادی که کلا دنبال چالش نیستند نروم. علی الخصوص در محیط های پویایی مانند محیط های استارتآپی، این دسته از افراد کارآیی چندانی نمی توانند داشته باشند.

ماجرای نظافتچی ناسا!

در سال 1961 زمانی که ناسا در حال تلاش برای فرستادن انسان به ماه بود، روزی جان اف کندی، رییس جمهور وقت، برای بررسی پیشرفت پروژه به مقر ناسا رفت. او پس از مشاهده نظافتچی ای که در حال طی کشیدن زمین بود، از او پرسید که چه کاری در ناسا انجام می دهد.

جواب نظافتچی شوکه کننده بود:"من به فرستادن انسان به ماه کمک می کنم."

نگرش این نظافتچی به کارش فراتر از یک چالش بود. او معنای کار را فهمیده بود و می دانست که به تحقق چه چشم اندازی کمک میکند.

شغل، حرفه، رسالت!

این دو داستان مرا به این نتیجه رسانده است که هر یک از ما کارمان را بعنوان یکی از 3 ماهیت زیر در نظر می گیرم:

  • شغل: کار به عنوان صرفا منبعی درآمد برای پیگیری یا عدم پیگیری چالشی در خارج از محل کار
  • حرفه: کار بعنوان یک چالش که می خواهیم در آن پیروز شویم یا پیشرفت کنیم
  • رسالت (ماموریت): کار به عنوان منبعی از لذت و رضایت خاطر که در آن در حال انجام یک کار با اثرات اجتماعی هستیم.

به راحتی قابل اذعان است که ایده آل ترین حالت برای هم کارکنان هم کسب و کارها، این است که کار در آن کسب و کار به عنوان یک رسالت دیده شود. وقتی کارمان را بعنوان یک رسالت می بینیم، هرروز با شور و شوق در سرکار حاضر شده و شب با انرژی و رضایت به خانه برمی گردیم.

در این نوع نگرش، چالش و پیشرفت در کار باعث شادی و خوشحالی ما می شود، اما این شادی و خوشحالی موقتی است (به علت ترشح ماده ای به نام دوپامین در بدنمان هنگام رشد و پیشرفت، حس شادی فراوانی به ما دست می دهد، اما پس از توقف ترشح این ماده آن حس کم کم از بین می رود.). آنچه که همواره در پس بالا و بلندی های محیط کار ما را شاد و راضی نگه می دارد، این حس است که ما جزئی از چیزی بسیار فراتر از خودمان هستیم و در حال ایجاد اثری مثبت در دنیا هستیم. همه ما می خواهیم کارمان مهم باشد. هیچ انگیزه ای قدرت مندتر از این نیست که بدانیم تغییری در دنیا ایجاد می کنیم.

رهبران کسب و کارها در ایجاد حس رسالت در کار مهم ترین نقش را دارند. آنها باید مطمئن شوند که کسب و کارشان در وهله اول رسالت الهام بخش و شفافی دارد و این رسالت در تمام فرآیندهای سازمان علی الخصوص جذب نیرو متبلور است. سازمان ها هنگام جذب نیرو باید فرای مهارت های نرم و سخت، به دنبال جذب افرادی باشند که رسالت شرکت آنها را به شوق آورده و در راستای رسالت زندگیشان است.

انتخاب با ماست!

این انتخاب ما هست که کار برایمان چه ماهیتی داشته باشد. می توانیم به کارمان مانند آن کارشناس خزانه به چشم یک شغل نگاه کنیم و تنها منتظر پایان ماه برای دریافت حقوق باشیم. می توانیم به کارمان بعنوان مهم ترین چالش و هیجان زندگی که خواهان پیشرفت دائمی در آن هستیم نگاه کنیم و در نهایت می توانیم مانند نظافتچی ناسا کارمان را بعنوان جزئی از هویت و رسالتمان در زندگی ببینیم، این که کارمان قرار است به ما در تحقق چشم اندازها و خلق آینده ای بهتر کمک کند. بستری باشد برای زندگی با معنا، نه جدا از زندگی.

 

مقالات زیر برای مطالعات بیشتر توصیه می گردد:

https://hbr.org/2017/08/how-to-find-meaning-in-a-job-that-isnt-your-true-calling

https://hbr.org/2011/03/challenging-our-deeply-held-as

 

#جمعه_یادگیری

#رسالت

#چشم_انداز

#کار_بامعنا

#کار_هدفمند

#چالش

#پیشرفت_شغلی

#منابع_انسانی

#learning_Friday

#mission

#vision

#purposeful_work

#meaningful_work

#challenging_work

#HR

#career_path

  • حمیدرضا لاچین
۰۹
آبان

According to a research by A.T. Kearney, in any team environment, joy arises from a combination of harmony, impact, and acknowledgment — all of which business leaders can engender in their organizations.

 

The survey findings further suggest that joy stems from believing one’s work is truly meaningful. Employees who believe their “company makes a positive societal contribution” and who feel “personally committed to achieving the company’s vision and strategy” experienced the most joy at work.

 

So to create a JOYFUL environment, Leaders must clarify the meaning of work, show employees where they are going, align them to advance the vision, make sure everyone is aware of his impact and role and finally recognize them for their contribution to success.

Source: Making Joy a Priority at Work

#mircohr #leadership #joy #vision #leader #meaningful_work #purpose #recognition #alignment #clarity #harmony #fulfillment

  • حمیدرضا لاچین
۲۳
مهر

FOCUS is the most important success factor in today volatile, uncertain, complex and ambiguous world.

Nowadays, we are surrounded by too many distractions: social media is demanding us to regularly check it, employers re demanding us to pick up heavier burdens at work, family and friends are demanding us to spend more time with them and etc.

The only tool we have to be our best is PRIORITIZING. Prioritizing means saying NO too many things and saying YES to a few most important ones.

As Warren Buffet said: “The difference between successful people and really successful people is that really successful people say no to almost everything.”

Warren Buffett Says This 1 Simple Habit Separates Successful People From Everyone Else

#MircoHR #productivity #focus #priority #prioritizing #warren_buffet #quote #essentialism

  • حمیدرضا لاچین
۲۰
مهر

What is our career about?

Money? Promotion? Benefits?

These are what finite players are looking for. As life is infinite, being a finite player is not a wise choice

To live and work infinitely, we must discover our why (mission), our just cause (vision) and values. An infinite career is about fullfiling our why, advancing our just cause and living our values through our jobs.

If we invest our career in these 3 actions, we would feel fulfilled and inspired every day and night.

So when we want to pick up a job, first we must answer the following question:

1) Does this job help me fullfil my why?

2) Does this job help me advance my just cause?

3) Does this job help me live my values?

 

#microhr #careerpath #careers #infinite_game #simon_sinek #infinite_player #just_cause #why #values #infinite_mindset

  • حمیدرضا لاچین
۰۵
مهر

آغاز: 8 روز در کرمانشاه

شهریوری که گذشت، دومین دوره همایش راهبری توسط مجید حسینی نژاد، بنیانگذار علی بابا، به مدت 8 روز در شهر کرمانشاه برگزار شد. من هم همراه با تعداد زیادی از کارکنان علی بابا و افراد غیر علی بابایی در این دوره شرکت کردم. این دوره، با نام کامل راهبر بودن و عملکرد موثر راهبری: یک مدل هستی شناختی/پدیده شناختی، اصالتا توسط ورنر ارهارد آمریکایی ابداع شده و سالیان سال هست که در اقصی نقاط مختلف جهان در حال تدریس است. این دوره از لحاظ طراحی، برگزاری و محتوا کمی عجیب است و در برخورد اول احتمالا برایتان کسل کننده و ناکارآمد جلوه می کند.

برای اتمام این دوره باید 8 روز کامل و در مجموع حدود 70 ساعت زمان مفید اختصاص دهید. حدود 900 اسلاید تماما مملو از متن را روخوانی کرده و به جای یادگیری و پرسیدن سوال به دنبال کشف در تجربیات اول شخصتان باشید. ثقیل بودن و غیرعادی بودن جمله بندی ها هم جای خود دارد. با وجود همه این مسائل اما تجربه شخصی من می گوید ارزش امتحان کردنش را واقعا دارد.

همانطور که از اسم دوره پیداست، دوره متمرکز بر بحث رهبری است، اما نه آن رهبری ای که ما در ذهنمان داریم. این دوره قرار نیست به ما بیاموزد که چگونه یک سازمان تجاری و غیر تجاری، یک تیم یا یک کشور را رهبری کنیم. حرف اصلی این دوره این است که چگونه خودم را رهبری کنم به گونه ای که در هر موقعیتی که قرار می گیرم بودنم رهبر بودن و عملکردم عملکرد موثر رهبری بعنوان ابراز طبیعی ام باشد!!

در این مقاله نمیخواهم درباره محتویات این دوره صحبت کنم. میخواهم کمی به فلسفه طراحی چنین دوره هایی بپردازم. اینکه که منظور از رهبری کردن خود چیست و اینکه رهبری یک اتفاق یا مقصد نیست، بلکه یک سفر بی پایان است که نقطه آغاز آن خودشناسیست...

سفر بی پایان رهبری

امروزه در فضای کسب و کارها بحث جایگزینی رهبری به جای مدیریت مد شده و دربارش بسیاری دوره، مقاله و کتاب منتشر شده است. خیلی از این دوره ها و کتاب ها به این می پردازند که با اختصاص چند ماه زمان و یادگیری یک سری تکنیک و مفهوم می توانید به یک رهبر ایده آل سازمانی تبدیل شوید. نه که این اتفاق شدنی نباشد، اما بهترین مسیر برای یک رهبر ایده آل شدن نیست. برای اینکه بتوانیم به رهبرهای نمونه ای مانند استیو جابز، بیل گیتس، ریچارد برانسون، باب چپمن و ... تبدیل شویم، باید سفر زیر را طی کنیم:

مطابق این شکل سفر رهبری از چهار مرحله تشکیل می شود. دو مرحله اول متمرکز بر خودشناسی و مهارت یافتن در رهبری کردن خود است. در این دو مرحله سفری اکتشافی به درون خود خواهیم داشت تا دریابیم چگونه می توانیم خودمان را در هر شرایطی از زندگی رهبری کنیم. پس از طی این دو مرحله به سراغ رفتارهایی خواهیم رفت که یک رهبر باید از خود نشان دهد تا بتواند نتایج مطلوب را برای قبیله تحت رهبری تولید کند. در این مرحله از سفر درون به سفری در محیط بیرونی خود خواهیم رفت تا هر آنچا که در دو مرحله اول کشف کردیم را تمرین و آزمایش کنیم.

این یک سفر بی پایان، یا به قول ورنر ارهارد یک کوه بدون قله، است و نقطه آغاز این سفر خودشناسیست.

سوالی که پیش می آید این است که در این سفر درون چه چیزهایی را باید کشف کنیم تا بتوانیم خود را رهبری کنیم؟

خودشناسی، شناختن و آگاهی یافتن از چه عناصری هست؟

معمولا وقتی میخواهیم سفری داشته باشیم، درباره نقطه شروع، مقصد، چگونگی طی مسیر و منابع مورد نیاز از قبل آگاهی کسب کرده و برنامه ریزی می کنیم. زندگی هم یک سفر است. بنابراین برای خودشناسی باید از سفری که میخواهیم در زندگی داشته باشیم شناخت و آگاهی پیدا کنیم.

عناصری که یک سفر زندگی را تشکیل داده و باید نسبت به آنها خودشناسی پیدا کرد را می توان به 3 دسه زیر تقسیم بندی نمود.

  1. کسی که هستیم: شامل احساسات، رفتارها، علایق، رسالت یا چرایی وجودی و ....
  2. کسی که میخواهیم باشیم: شامل چشم انداز، آمال و آرزوها، اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت و ....
  3. چگونگی: شامل ارزش ها، باورها، عقاید و منابع در دسترس مانند نقاط قوت، دانش، مهارت، زمان، روابط و ...

اما شناخت از این عناصر پایان سفر خودشناسی و رهبری کردن خود نیست.

مراحل سفر خودشناسی

طبق تحقیقات صورت گرفته توسط دکتر تاشا اوریچ، خودشناسی میزان آگاهی و شناخت هر فرد از خودش هم از دیدگاه خود و هم از دیدگاه دیگران است. به عبارت دیگر خودشناسی، میزان آگاهی و شناخت هر فرد از هویتش و برندی است که در ذهن دیگران ساخته است. طبق این تعریف، خودشناسی دو دسته بندی کلی دارد: خودشناسی درونی (هویت) و خودشناسی بیرونی (برند).

افراد براساس میزان خودشناسی درونی و بیرونی در یکی از چهار دسته زیر قرار می گیرند:

طبیعتا منظور از خودشناسی کامل این است که نسبت به عناصر خودشناسی هم در هویتمان و هم در برندی که در ذهن دیگران ساخته ایم آگاهی و شناخت پیدا کنیم. شناخت برندمان جز از طریق دریافت بازخورد از دیگران به روش های مختلف حاصل نخواهد شد.

در نتیجه برای رسیدن به خودشناسی کامل باید مراحل زیر را طی نمود:

  1. شناخت هویت: شناخت عناصر خودشناسی در سفری به درون خودمان
  2. شناخت برند: شناخت عناصر خودشناسی در ذهنیت دیگران از خودمان از طریق دریافت بازخورد
  3. تحلیل: تحلیل تفاوت و شکاف موجود بین هویت و برند
  4. تطبیق: از بین بردن شکاف موجود بین هویت و برند

رهبری اصیل

زمانی که بتوانیم شکاف بین هویت و برندمان را کشف کرده و با اقداماتی این شکاف را بپوشانیم، آنگاه می توانیم بگوییم که به خودشناسی کامل رسیده و می توانیم خودمان را رهبری کردیم. پدیده ای که به اصطلاح دیگری به آن رهبری اصیل می گوییم.

در رهبری اصیل، هویت و برندمان با هم همراستا می شود. به عبارت دیگر بین رفتار و عملکردمان با باورها و عقاید درونیمان همراستایی و سازگاری وجود دارد. تبدیل شدن به رهبری اصیل سبب بهبود روابط، افزایش اعتماد به نفس، افزایش کارآیی و نوآوری و بهبود توانایی ایجاد اعتماد در دیگران می شود. تحقق این موارد ما را آماده می کند تا به دو مرحله آخر رهبری، یعنی رفتار و نتایج، رفته و بتوانیم با یافتن قبیله خود آنها را برای رسیدن به آمال و آرزوهای مشترک رهبری کنیم.

جمله ای از بیل جورج در کتاب شمال حقیقی آورده شده است که: "رهبری یک سفر است نه یک مقصد. رهبری یک دوی ماراتون است نه یک دوی سرعت. رهبری یک فرآیند است نه یک خروجی."

یادمان باشد این یک سفر بی پایان استقامتی است. همواره در طول این سفر باید به آگاهی و شناخت از هویت و برندمان ادامه داده و شکاف بین آنها را برطرف کنیم تا بتوانیم یک رهبر اصیل باقی بمانیم.

#جمعه_یادگیری

#رهبری

#رهبری_اصیل

#خودشناسی

#خودآگاهی

#رهبری_خود

#ورنر_ارهارد

#هویت

#رهبر

  • حمیدرضا لاچین
۲۹
شهریور

We had a wonderful leadership workshop this week at our beautiful building, Rooze Aval.

Thanks Majid Kianpour for making us familiar with THE LEADERSHIP CHALLENGE model and what behaviors are expected from a good leader.

In Alibaba Travels Co., we believe that the better world start with better leaders. So we are playing our part and trying our best to develop better leaders.

 

#theleadershipchallnege #leadership #betterleader #alibaba #leadershipdevelopment #roozeaval

  • حمیدرضا لاچین
۲۹
شهریور

In Alibaba Travels Co. we are investing in developing appropriate behaviors in our leadership team. To do so, We've been training more than 100 of our staff in last month on business leadership concept, specially TLC. The Leadership Challenge is known as one of the most valid and famous leadership models.

 In attached presentation I went through the following topics:

- Why leadership matters?

- Leadership development levels

- Who is a leader?

- What is TLC?

- Who is an exemplary leader?

- 30 expected leader's behaviors

 

https://www.slideshare.net/HamidrezaLachin/the-leadership-challenge-174207558

 

#leadership #leadershipdevelopment #leadershipchallenge #tlc #leader #exemplaryleader #visionaryleader# #betterleader

  • حمیدرضا لاچین
۱۸
شهریور

 

 

What a great definition for leadership from authors of book THE LEADERSHIP CHALLENGE.

According to this definition, leaders are skilled at doing 3 things:

 1) Generating a compelling and inspiring vision of a better world.

 2) Communicating their vision effectively to others.

 3) Driving and motivating others to give their blood and swear towards the vision.

As Seth Godin said in his book TRIBE: leaders form and lead a tribe towards a shared ideal future. So to be a leader discover your VISION, find tour target TRIBE, COMMUNICATE with them, MOTIVATE them to accept and promote your vision and finally EMPOWER them to advance the vision.

#microhr

#leadership

#tribe

#leadershipchallenge

#visionaryleader

#motivation

#inspiration

#empower

#leader

#TLC

 

  • حمیدرضا لاچین
۰۴
شهریور

 

What an insightful BUSINESS quote from Mother Teresa.

Employees have more hunger for appreciation and recognition than money and bonus. Why?

Because we are naturally SOCIAL ANIMALS and always looking for approval of others, specially those we serve to.

Pay attention to different needs of your employees as HUMAN BEINGS. Sometimes a simple thank you, tapping on shoulders, applauding in front of co-workers and showing them their efforts are VALUED make a more powerful impact than cash.

 

#wellbeing #MicroHR #recognition #appreciation #leadership #motivation #quotes

  • حمیدرضا لاچین
۰۱
شهریور

تنور مدیریت عملکرد داغ داغ است!!!

این روزها در کشور بحث ارائه گزارش عملکرد سال گذشته دولت به مجلس داغ است. هر ساله در مرداد دولت گزارشی از عملکرد سال گذشته خود به مجلس ارائه می دهد تا نمایندگان ملت پس از ارزیابی آن تصمیم بگیرند که نمره قبولی بدهند یا خیر. (خوشبختانه همیشه دولت هامون نمره قبولی می گیرند!!!)

امروزه بحث مدیریت عملکرد در هر سازمانی و در هر اندازه ای اولویت بالایی دارد. از ارزیابی دولت ها توسط مجالس کشورها گرفته، تا شرکت های خصوصی و دولتی که پایان هر سال با صرف وقت زیادی عملکرد کل سازمان و تک تک کارکنانشان را در راستای تحقق اهداف شرکت می سنجند.

یک چرخه استاندارد چهار مرحله ای برای مدیریت عملکرد وجود دارد که در اکثر سازمان های دنیا استفاده می شود:

  1. هدف گذاری: در ابتدای دوره مدیریت عملکرد، شاخص ها و معیارهایی تعیین می شوند که در پایان دوره عملکرد افراد نسبت به آنها ارزیابی می شود. این شاخص ها معمولا در توافق هر فرد با مدیر مستقیمش در راستای استراتژی های سازمان تعیین می شود.
  2. بازبینی: معمولا در جلساتی عملکرد تا میانه دوره بررسی و برای بهبود نتایج و رفع موانع تا پایان دوره برنامه ریزی صورت می گیرد. عنصر مهم در این مرحله فیدبک های سازنده از سمت مدیر مستقیم است.
  3. ارزیابی: در انتهای دوره عملکرد افراد نسبت به شاخص های مشخص شده در مرحله اول ارزیابی و نمره عملکرد افراد در دوره توسط مدیر مستقیم تعیین می گردد. در این مرحله HRBP ها در صورت لزوم برای حل اختلافات موجود و تکمیل دیتاهای ارزیابی وارد عمل می شوند.
  4. مدیریت نتایج: با توجه به نتایج ارزیابی، ابتدا در این مرحله کالیبراسیون نتایج صورت می گیرد. در کالیبراسیون نتایج ارزیابی توسط ذینفعان بررسی و در صورت نیاز اصلاح می گردد. سپس براساس نتایج کالیبره شده خروجی های مختلفی مانند پاداش، تقدیر، برنامه آموزشی، ارتقا شغلی و برنامه جانشینی بدست می آید.

بازیگران اصلی این فرآیند کارشناسان مدیریت عملکرد، HRBP ها، کارکنان و مدیران سازمان هستند.

مدیریت عملکرد یار همیشگی دوران نوجوانی و جوانی!!!

اما مدیریت عملکرد صرفا به فضای کسب و کارها و دولت ها اختصاص ندارد. دقیقتر که فکر می کنیم، می بینیم که آشنایی ما با مدیریت عملکرد به خیلی عقب تر بر می گردد: دوران نوجوانی و جوانی.

نظام آموزشی ما را از ابتدای دوران تحصیل وارد فرآیند مدیریت عملکرد مستمری کرده است. امتحان های میان ترم و پایان ترم که پر است از شاخص های ارزیابی ما و نمره ای که در هر شاخص گرفته ایم، کنکوری که دوران تحصیلات متوسطه ما را سنجیده و براساس نتایج رتبه بندی می کند و مجددا در دانشگاه امتحان های میان ترم، پایان ترم، کارنامه، کنکور و تکرار و تکرار. چرخه مدیریت عملکرد آموزشی که دائما جریان داشته تا ما را به گمان زمامدارانش با شایستگی و آمادگی وارد فضای کار کند. در شرکت ها هم همین چرخه مجددا حتی سخت گیرانه تر تکرار می شود.

مدیریت عملکرد از نطفه آغاز می شود!!!

خیلی دقیقتر که فکر کنیم، می بینیم که پایه و اساس این دنیا و آفرینش ما همراه با مدیریت عملکرد است. مدیریت عملکرد ما انسان ها از همان زمان نطفه آغاز می شود. از همان زمان نطفه برای ما شاخص هایی توسط خدا اتوماتیک تعیین می شود. در تمام طول زندگیمان تلاشمان برای این است که نسبت به این شاخص ها عملکرد قابل قبولی نشان دهیم. وقتی هم که زمان مرگمان فرا می رسد، در پیشگاه خدا عملکردمان ارزیابی شده و متناسب با نتایج پاداش و جزایمان معلوم می شود.

مدیریت عملکرد در پوست و گوشت و خون و روحمان است. هر لحظه از زندگیمان بخشی از فرآیند مدیریت عملکرد الهی است.

نظام مدیریت عملکرد الهی

مدیریت عملکرد الهی هم همان چرخه چهار مرحله ای رایج در سازمان هاست. خداوند در این نظام نقش مدیر مستقیم همه انسان ها به عنوان کارکنان سازمانی به نام دنیا را برعهده دارد.

  1. هدف گذاری: خداوند با ارسال پیامبران بعنوان کارشناسان مدیریت عملکرد و ادیان الهی بعنوان استراتژی های دنیا، از همان ابتدای خلقت شاخص های عملکردی انسان ها را مشخص نموده است. شاخص هایی که اگر در زندگیمان اولویت قرار داده و جهت زندگیمان را در راستای تحقق آنها تنظیم کنیم، نتایجش موفقیت خودمان و دنیا خواهد بود.

از آنجا که هدف گذاری حاصل توافق بین طرفین است، هر انسانی می تواند شاخص هایی هم خودش برای سنجش موفقیت آمیز بودن عملکردش تعیین کند. شاخص ها هر چه باشد، اگر در راستای استراتژی های این دنیا باشد منجر به موفقیت خواهد شد.

کلی کریستنستن، از چهره های برجسته دنیا در حوزه مدیریت و استاد دانشکده کسب و کار دانشگاه هاروارد، در مقاله ای به نام "چگونه زندگی خود را خواهید سنجید"  بیان می کند که پس از سالها فعالیت تجاری و آموزشی تنها شاخص سنجش عملکرد انسان ها را کشف کرده است.

از نظر او تنها شاخصی که خداوند موفقیت زندگی انسان ها را می سنجد دلارهایی نیست که بدست آورده اند، بلکه تعداد زندگی انسان هایی است که توانسته بر آنها اثر مثبت بگذارند.

  1. بازبینی: بازبینی عملکرد ما به شیوه های مختلفی می تواند صورت بگیرد. ممکن است در خواب پیام هایی به ما ابلاغ شود. در طول زندگی اتفاق هایی می افتد که حاوی پیام هایی درباره درست یا اشتباه بودن شیوه زندگیمان است. افرادی هستند که با دانش و چشم بصیرت خود می تواند عملکرد ما را بازبینی و به بهود آن کمک کنند. هر شیوه ای باشد اگر دقت کنیم هر روزه داریم فیدبک هایی درباره عملکردمان دریافت می کنیم.
  2. ارزیابی: زمانی که از این دنیا می رویم و در پیشگاه ترازوی عدالت الهی قرار می گیریم، پرونده اعمالمان مانند فرم های ارزیابی عملکرد در جلو رویمان ظاهر شده و عملکردمان مطابق با شاخص ها ارزیابی می شود. فرشتگان در این مرحله در نقش HRBP های سازمان دنیا، تمام دیتاهایی که در طول زندگیمان جمع آوری و مشاهده کرده اند به اشتراک گذاشته و نظر خود را بیان می کنند. نهایتا با توجه به سنگین بودن کفه ترازو خوبی ها و بدی هایمان، نمره عملکردمان بصورت خوب یا بد داده می شود.
  3. مدیریت نتایج: در این مرحله تمام انسان هایی که در طول زندگیمان با آنها ارتباط داشته ایم بعنوان ذینغعان عملکردمان برای کالیبره کردن نتایج ارزیابی الهی فراخوانده می شوند. انبیا و اولیا الهی، والدین، همسر و فرزندان، اقوام و دوستان همه می توانند نمره عملکردمان را کالیبره کنند. چیزی که در اصطلاح دینی به آن شفاعت می گوییم.

نهایتا پس از کالیبره کردن نتایج براساس نمره نهایی مشخص می شود که پاداشمان بهشت است یا جهنم. در هر کدام هم براساس نمره مان ارتقا مقام خواهیم گرفت.

چشم هایمان را بازتر کنیم!!!

گاهی مواقع از تصویر کلی ای به نام دنیا و زندگی غافل می شویم. یادمان می رود که همه این کسب و کارها و شغل ها، باید بعنوان بستری دیده شود که به ما کمک می کند در نظام مدیریت عملکرد حقیقی زندگی موفق شویم. یادمان باشد که هر کاری در زندگی انجام می دهیم باید در راستای تحقق شاخص هایی باشد که قرار است نهایتا موفقیتمان در عملکرد زندگیمان را تعیین کند.

#جمعه_یادگیری

#مدیریت_عملکرد

#پاداش_جزا

#ارزیابی_عملکرد

#ترازو_الهی

#ارزیابی_الهی

#مدیریت_عملکرد_الهی

#منابع_انسانی

#موفقیت_زندگی

#شاخص_موفقیت

  • حمیدرضا لاچین