وبسایت حمیدرضا لاچین - مهندس صنایع، کارشناس منابع انسانی و مدرس زبان انگلیسی

در این وبسایت فعالیت ها، تجارب و یادگیری های دانشجویی و حرفه ای، مطالب علمی، سفرنامه ها و طبیعت گردی هایم را به اشتراک می گذارم

وبسایت حمیدرضا لاچین - مهندس صنایع، کارشناس منابع انسانی و مدرس زبان انگلیسی

در این وبسایت فعالیت ها، تجارب و یادگیری های دانشجویی و حرفه ای، مطالب علمی، سفرنامه ها و طبیعت گردی هایم را به اشتراک می گذارم

وبسایت حمیدرضا لاچین - مهندس صنایع، کارشناس منابع انسانی و مدرس زبان انگلیسی
۰۹
تیر

به نام دوست که هر چه داریم از اوست

مقدمه

از سال دوم دانشگاه که افتخار آشنایی با دکتر شفیعا، استاد عزیز و برجسته دانشکده مهندسی صنایع، را داشتم سعی ام بر آن شد که با رهنمودهای این بزگوار به آن پختگی و کشف استعدادها و توانایی ها، که دغدغه اصلی دکتر شفیعا تشویق دانشجویان به رسیدن به آن است، دست یابم.

هر چند ناقص اما گمان میکنم راه خود را یافتم و با دلگرمی و حمایت های همیشگی دکتر شفیعا به سمت آن پختگی حرکت کردم و در حال حرکت هستم و خواهم کرد.

به قول دکتر شفیعا: " این دانشجویان و جوانان گستاخی و جرئتی در وجودشان هست که اگر قلقلکشان بدهیم کارها و و تغییرات بزرگی میتوانند اعمال کنند."

 

مجموعه فعالیت هایی که در طول سال گذشته داشتم مرا به فکر راه انداختن این وبلاگ برای اشتراک گذاری آنها، تجارب حاصل و یادگیری های فراوان وا داشت. همچنین فرصت کارآموزی خارج از کشور تحت برنامه  IAESTE  مزید علت گشت تا بتوان یادگیری ها و تجارب حاصل از این فرصت تعامل با یک محیط بین المللی را با دوستان به اشتراک بگذاریم.


عشق و علاقه زیادم به سفر کردن و طبیعت گردی نیز مرا به فکر اشتراک خاطرات این گشت و گذارها انداخت تا از طریق نوشتن این علاقه و شور را منتقل و زیبایی های این دنیا را توصیف نمایم.

 

امیدوارم این وبلاگ بستری باشد برای همکاری با علاقه مندان در حوزه های مشترک و در توان من و یافتن دوستانی جدید.

 

با عرض احترام

حمیدرضا لاچین

9 تیر 1396

 

 

  • حمیدرضا لاچین
۲۲
بهمن


زمانی که سرعت تغییرات در بیرون از سرعت تغییرات در درونمان پیشی می گیرد، پایان نزدیک است.

-          جک ولچ

چند هفته ای است هر جمعه مطلبی علمی را به اشتراک میگذارم. این مطلب در واقع بهترین و مفیدترین مطلبی است که در طول آن هفته مطالعه کرده ام یا یاد گرفته ایم. این مطالب عمدتا بخش هایی از یک کتاب یا مقاله بلند است که در چند هفته با شما به اشتراک می گذارم.

 این سبک از اشتراک مطالب را میکرو لرنینگ (Micro Learning) می گویند. در این سبک نکات مهم و کاربردی یک مطلب طولانی تر، مانند یک کتاب یا مقاله بلند، را به صورت میکرو و در چند مرحله با دیگران به اشتراک می گذاریم به صورتی که هربار مطالعه آن مطلب بیش از 10 دقیقه از خواننده زمان نگیرد.

از آنجا که جمعه ها زمان بیشتری را در فضای مجازی می گذارنیم، دریافتم که این روز برای اشتراک این مطلب در فضای مجازی بهترین است. اسم این برنامه را جمعه یادگیری (Learning Friday) گذاشته ام.

جمعه های یادگیری بصورت مقالات بلند با حداکثر 1000 کلمه و حداکثر 10 دقیقه زمان مورد نیاز برای مطالعه، حول محور یک داستان و یک راهکار علمی بنا شده است. در این مقالات هدف ارائه جذابترین و کاربردی ترین تجربه یا مطالعه در حوزه منابع انسانی در هفته ای که گذشت می باشد.

هدف استمرار یادگیری با ارائه مطالب میکرو حتی در روز تعطیلی جمعه است. هدف غلبه بر سرعت تغییرات مستمر در بیرونمان است. بهترین شتابدهنده درونی برای افزایش سرعتمان، یادگیری مستمر است.

این مطالب هر جمعه در وبسایت شخصی ام، لینکدین و سایت ویرگول منتشر خواهد شد.

 

#جمعه_یادگیری

#learning_friday

#میکرو_لرنینگ

#micro_learning

  • حمیدرضا لاچین
۰۷
ارديبهشت


با توجه به استقبالی که تاکنون از مجموعه مقالات جمعه یادگیری صورت گرفته است، تصمیم به آغاز انتشار مجموعه جدیدی از مطالب علمی به سبک میکرو لرنینگ (Micro Learning) گرفتم. در این مجموعه جدید به نام MicroHR، هر هفته روز دوشنبه یک مطلب و یافته علمی و کاربردی در حوزه منابع انسانی به اشتراک گذاشته خواهد شد. این مجموعه بعنوان یک مکمل در کنار جمعه های یادگیری عمل خواهد کرد.

در MicroHR،  هدف ارائه یک نکته علمی و آموزشی در حوزه منابع انسانی به عنوان سرنخی برای مطالعات و تفکر بیشتر می باشد. در MicroHR یک متن با حداکثر 200 کلمه به همراه یک محتوای بصری مانند ویدئو کوتاه، اینفوگرافیک، پوستر، انیمیشن و ... با حداکثر 3 دقیقه زمان مورد نیاز برای مطالعه بصورت هفتگی هر دوشنبه منتشر خواهد شد.

از آنجا که منابع استفاده شده عمدتا منابع معتبر و به روز دنیا از نشریاتی مانند Harvard Business Review، Forbes، Inc،  Business Insider و ... می باشد، پست ها قالبا به زبان انگلیسی بوده تا کلمات کلیدی مورد نیاز برای مطالعات بیشتر در اختیار مخاطبان قرار گیرد.

مانند جمعه های یادگیری هدف غلبه بر سرعت تغییرات مستمر در بیرونمان است. بهترین شتابدهنده درونی برای افزایش سرعتمان، یادگیری مستمر است.

این مطالب هر دوشنبه در وبسایت شخصی ام و لینکدین  منتشر خواهد شد.

 

 #میکرولرنینگ

#منابع_انسانی

#micro_learning

#MicroHR


  • حمیدرضا لاچین
۰۲
اسفند

Burnout has become a constant part of our life. Why?

We are living in a volatile, uncertain, complex and ambiguous (VUCA) world and technology's fast improvement has blurred the boundaries between work and life. In addition, employers are expecting us to deal with stretching assignments and go the extra mile.

Living in such context, make us encounter with ongoing stress and pressure which could finally leads to burnout.

So what are the solutions?

According to Gallup, burnout is more about how we are managed rather than how much burden we have.

Study the article below to find out main causes of burnout and effective solutions.

https://www.gallup.com/workplace/237059/employee-burnout-part-main-causes.aspx?version

#microHR  #management  #businessandmanagement  #hr #burnout #VUCA #stress #leadership

  • حمیدرضا لاچین
۰۲
اسفند

Continuous learning is the most valuable competitive advantage in information age. Businesses are investing billions of dollars on educating their employees and more and more companies are founded to provide businesses with educational services, but stats show that there is still a huge skill gap.

Because they are offering wrong content, at the wrong time, and for the wrong reasons. Our brain gets rids of what we don't use to save energy for our survival. So if we do not use what we've learned, we would forget 75% of it within a week.

Businesses need an essentialist approach in education. It means investing money and time on educations that matters right now.

Read article below to find some essentialist techniques in education:

https://lnkd.in/dMDdqvK

#microhr #HR #learning #essentialist #skill_gap # #continuouslearning #educating #forgetting_curve

  • حمیدرضا لاچین
۱۱
بهمن

روابط خوب معامله ای نیستند؛ نیاز ما به مرتبط بودن است که باعث تحکیم این روابط در بلند مدت می شود. قطعا شما انرژی زیادی را صرف یک رابطه کوتاه مدت نخواهید کرد، چه طرف آن رابطه معشوقتان باشد، چه کارفرما، چه همکار و چه آپارتمان. اما اگر آن رابطه را به چشم یک سرمایه گذاری بلند مدت ببینید، انگیزه بیشتری برای خرج کردن عشق، اطمینان، انرژی و زمانتان خواهید داشت.

 

- گزیده ای از کتاب پاداش، اثر دن آریلی

 

چقدر در فضای کسب و کارهایمان این حس که شرکت بصورت بلند مدت برروی افراد سرمایه گذاری میکند وجود دارد؟ تفکرات کوتاه مدت سالانه ی کسب و کارها چقدر انگیزه در افراد برای بهترین خود بودن ایجاد میکند؟

 

 #hr #humanresources #goingaboveandbeyond #hiring #leadership #culture #MicroHR

  • حمیدرضا لاچین
۰۵
دی

Motivation acts like fuel. We need it to drive our organizations ahead. Without motivation we may advance, but a lot of time and energy would be wasted.

Recognition is one of the best managerial tools to motivate employees. Recognition must be specific, authentic, timely and frequent.

According to the research, when recognition is done correctly, the bond between employees and managers will increase. Also, employees will feel happier and more satisfied with their jobs. Especially if it's done publicly.

As social animals, we are obsessed with peer approvals. Managers should make it normal to acknowledge employees' achievements frequently and publicly.

 

Full article: The Easiest Thing You Can Do to Be a Great Boss

#microhr #leadership #managerial #wellness #recognition #acknowledgement #appreciation #peer_approval #motivation #job_satisfaction #employeeengagement #satisfied #acknowledge

  • حمیدرضا لاچین
۲۹
آذر

بعضی مواقع شده که به علل مختلفی مثل فشار کاری یا رفتار ناراحت کننده ای، حالت افسردگی و آزرده خاطری در شرکت داریم. حتما همه ما در این موقعیت قرار گرفته ایم. وقتی به زمان هایی که شخصا از این حالت توانسته ام بیایم بیرون و دوباره حالم عادی و بهتر بشود فکر میکنم، در همه این موارد یک اتفاق مشترک افتاده است: یکی از همکارانم آمده سمتم و بهم گفته: چه خبر؟ چیکارا میکنی؟

این جمله شاید در وهله اول خیلی ساده به نظر بیاید، اما قدرت فوق العاده ای دارد. فرای تجارب من، نتایج تحقیقات منتشر شده در نشریه دانشکده کسب و کار هاروارد هم نشان میدهد که این جمله میتواند چقدر قدرتمند و تثیرگذار باشد. در محیط های کاری ای که افراد در فرصت های مختلف همکارانشان رو چک میکنند، این حس رو به آنها انتقال میدهند که برایشان ارزشمند هستند و بهشون اهمیت میدهند. نتیجه اش افزایش تعلق سازمانی و بهبود روابط سازمانیه.

خیلی کار سختی نیست. از هر فرصتی که پیش می آید استفاده کنیم تا به همکارانمان سری بزنیم و ازشون درباره روند کار و زندگی شخصیشون سوال کنیم. بهشون خوب گوش کنیم و باهاشون همدردی کنیم و اگه میونیم بهشون کمک کنیم راهکاری پیدا کنند.

هر وقت اینکارها را انجام می دهیم، ماده ای در بدنمان به اسم اوکسی توسین ترشح میشود که هم حال خودمان، هم حال همکارنمان و هم حال محیطی که درونش هستیم را خوب میکند.

The Surprising Power of Simply Asking Coworkers How They’re Doing

#microHR #منابع_انسانی #تعلق_سازمانی #همدلی #روابط_سازمانی #اوکسی_توسین #رهبری

  • حمیدرضا لاچین
۰۸
آذر

در جمعه یادگیری 22، درباره سه دیدگاه مختلف به کار توضیح دادم: شغل، حرفه و رسالت. در این مقاله قصد دارم کمی بیشتر درباره نگاه رسالت مدارانه به کار صحبت کنم. اینکه در نظر گرفتن کار بعنوان رسالت چه اجزائی دارد و آیا میتوان این نوع نگاه را به کل زندگی بسط داد؟

مدل ذهنی نگرش رسالت مدارانه به کار

افرادی که کار را بعنوان یک رسالت انتخاب می کنند، مدل ذهنی ای مطابق شکل زیر را در خود پرورش می دهند:

این مدل ذهنی از چهار جزء به ترتیب زیر تشکیل می شود:

  1. ماموریت (رسالت): ماموریت علت وجودی ما هست. دلیلی که در این دنیا حضور داریم، دلیلی که هر روز صبح از خواب بیدار می شویم و نهایتا اثری که میخواهیم در این دنیا از خودمان به جا بگذاریم. ماموریت ما با مراجعه به لحظات افتخار آمیز گذشته مان قابل کشف است. ماموریت به ما نقطه آغاز حرکت را نشان می دهد. ماموریت به ما این شوق و انرژی را می دهد که جزئی از چیزی بزرگتر از خودمان هستیم و تحقق روزانه آن به ما انگیزه برای ادامه مسیر را می دهد.
  2. چشم انداز: چشم انداز جایی هست که میخواهیم برویم. آینده ای بهتر که ما میخواهیم با اقدامات و رفتار خود در این دنیا برای جامعه مدنظرمان بسازیم. چشم انداز مناسب پنج ویژگی زیر را دارد:
  • ایده آل گرایانه است. به نحوی که هیچ وقت به آن 100% دست پیدا نخواهیم کرد بلکه هر روز زندگیمان را برای نزدیکتر شدن به آن تلاش خواهیم نمود.
  • برای چیزی است نه برعلیه چیزی. چشم انداز مناسب برای رقابت کردن یا بهتر بودن نیست. یک چشم انداز مناسب متمرکز بر خلق ارزش برای جامعه پیرامونمان هست نه رقابت با آن.
  • خدمت گرایانه است. در یک چشم انداز مناسب هدف باید خدمت به جامعه باشد نه فقط خودمان. یک چشم انداز مناسب به دنبال خلق آینده ای بهتر برای جامعه است نه فقط خود فرد.
  • دایره شمول گسترده ای دارد. یک چشم انداز مناسب باید تلاش کند تا جامعه بزرگتری را مدنظر قرار دهد. آینده ای بهتر برای تعداد آدم بیشتری بتواند خلق کند. هر فردی با هر مهارت و تنوع فرهنگی و جنسیتی و ... فقط با داشتن باور به چشم اندازتان میتواند جزئی از جنبش و حرکت شما باشد.
  • مقاوم است. یک چشم انداز مناسب قادر است تا در برابر تغییرات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، تکنولوژیگی، اقتصادی و محیطی دوام بیاورد. هر یک از این تغییرات نباید باعث شود تا آینده ای که میخواهیم بسازیم دستخوش تغییر شود. ممکن است جمله بندی چشم انداز تغییر کند، اما احساس و نیت پشت آن همواره پابرجاست.

  1. ارزش ها: ارزش ها اصول، استانداردها و هنجارهایی هستند که برایشان ایستاده ایم و در واقع نمادی از آنها هستیم. ارزش ها چارچوب مسیر حرکت را مشخص می کنند. با تعریف ارزش ها در واقع خطوط قرمز حرکتی خود را مشخص کرده و خود را مقید می کنیم که این خطوط را در طول مسیر رعایت کنیم. بهتر است ارزش ها به جای کلماتی مانند صداقت، نوآوری، مشتری مداری و ... بصورت فعل تعریف شود تا برای بقیه قابل فهم باشد و بتوانند درک کنند که این ارزش ها در عمل چگونه خواهد بود. مثلا به جای صداقت می توانیم بگوییم: همیشه حقیقت را بگو.
  2. اهداف: اهداف گام هایی هستند که با تحقق هر یک از آنها در چارچوب ارزش هایمان، یک گام به سوی چشم انداز نزدیکتر خواهیم شد. اهداف مثلا می توانند شغل و حوزه فعالیت هایمان در بازه های مختلف زندگی، پروژه هایمان، مشتری هایی که با آنها میخواهیم کار کنیم، سفرهایی که میخواهیم برویم و ... باشند. مهم این است که این اهداف به تحقق ماموریت، زندگی ارزش ها و پیشروی به سوی چشم انداز کمک نمایند.

در نتیجه برای اینکه بتوانیم به کار خود بعنوان یک رسالت نگاه کنیم، باید بتوانیم ماموریت، چشم انداز، ارزش ها و اهداف زندگیمان را شفاف نماییم. کتاب چرایی خود را پیدا کنید و بازی بینهایت از سایمون سینک و کتاب شمال حقیقی از بیل جورج از بهترین منابعی هستند که میتوانند در تدوین این چهار جزء به شما کمک کنند.

چگونه رسالت مدار زندگی کنیم؟

زندگی رسالت مدار بطور خلاصه در سه محور زیر قابل بیان است:

  1. باید بی­نهایت زندگی کرد.

عمر ما فانیست، اما زندگی بی­نهایت است. قوانین زندگی کاملا شفاف نیستند، بازیگران آن کاملا شناخته شده نیستند و چیزی به­نام برنده یا بازنده در زندگی نداریم. زندگی یک بازی بی­نهایت است که همواره در جریان می­باشد. ما انسانها بعنوان بازیگران این بازی، فقط مدتی وارد این بازی شده و سپس خارج می­شویم. عاقلانه است که در یک بازی بی­نهایت، ما نیز بصورت بی­نهایت بازی کنیم. یعنی به­جای اینکه دنبال برد، بهتر بودن، برتر بودن و غلبه بر دیگران باشیم، ماموریت و چشم­انداز زندگی خود را تعریف کرده و زندگیمان را وقف تحقق ماموریت و پیش­روی به سوی چشم­انداز و ساختن آینده­ای بهتر در این دنیا نماییم. درست است که در نهایت از این دنیا می­رویم، اما اثرمان بی­نهایت باقی خواهد ماند و افرادی خواهند بود که مسیرمان را ادامه دهند.

  1. زندگی و کار از هم جدا نیستند.

هر یک از ما ماموریتی (رسالتی) در زندگی داریم که دلیل وجودی ما است. من بستری کلی به نام زندگی میبینم که از دو جز اصلی خانواده و کار تشکیل شده است. ما بیشتر عمرمان را در محیط کار میگذرانیم تا خانواده. بیشتر با همکارانمان در ارتباط روزانه هستیم تا خانواده. در نتیجه کیفیت زندگی ما بیش از کیفیت خانواده­مان وابسته به کیفیت کارمان است. در نتیجه باید کارمان را بعنوان جزئی از هویت و رسالتمان در زندگی ببینیم، این که کارمان قرار است به ما در تحقق چشم اندازها و خلق آینده­ای بهتر کمک کند. بستری باشد برای زندگی با معنا، نه جدا از زندگی.

  1. ما با اثراتمان بر زندگی یکدیگر سنجیده می­شویم.

جمله ­ای از کلیتون کریستنسن هیچگاه از ذهن من نمی­رود:" شاخصی که خداوند براساس آن زندگی ما را ارزیابی می­کند دلارهایمان نیست، بلکه تعداد زندگی انسانهایی است که بهبود داده­ایم."

اعتقاد دارم ارزش زندگی ما براساس کارهایی که برای بقیه انجام داده­ایم سنجیده می­شود، نه صرفا موفقیت­ های فردی­مان. اگر هر یک از ما به دنبال بهبود زندگی اطرافیانمان در حد توان باشیم، بوسیله آموزش و توسعه آنها یا حل مشکلات احساسی آنها یا ...، یک قدم به­سوی مدینه فاضله­ای که همگان متظر ایجادش توسط بقیه هستیم نزدیکتر شده ­ایم.

#جمعه_یادگیری

#رسالت

#چشم_انداز

#ارزش

#کار_بامعنا

#چرایی

#بازی_بینهایت

#شمال_حقیقی

#کار_هدفمند

#چالش

#پیشرفت_شغلی

#منابع_انسانی

#learning_Friday

#mission

#vision

#purposeful_work

#meaningful_work

#challenging_work

#HR

#career_path

  • حمیدرضا لاچین
۲۴
آبان

داستان یک مصاحبه!

اخیرا برای جذب یک کارشناس خزانه در یکی از شرکت های گروه علی بابا، با فردی که بیش از 20 سال سابقه کار در این حوزه را داشت مصاحبه داشتیم. از لحاظ شایستگی های مدنظر برای سمت کارشناس خزانه، فرد بسیار مناسبی برای استخدام بود. موردی در رزومه ایشان که کمی ما را برای استخدامشان مردد نمود، عدم ارتقا شغلی در مدت بیش از 20 سال فعالیت در این حوزه بود. برایمان سوال بود چگونه فردی می تواند بیش از 20 سال در حوزه ای فعال باشد، اما در همان سطح کارشناس باقی بماند. به قول مدیر مالی شرکت، در این 20 سال آن فرد میتوانست به درجات بالای حوزه مالی برسد.

کمی که بیشتر با خود متقاضی صحبت کردیم، فهمیدیم ایشان چند سالی هست یک کسب و کار محلی برای خود دارد. بصورت واضحی وقتی درباره کسب و کار خودشان صحبت می کردند، شور و شوق بیشتری در صحبتشان پدیدار می شد. به راحتی قابل حدس بود که برایشان کسب و کار شخصی بیش از شغل مالی هیجان انگیز و جذاب است. کار برایشان بعنوان چالش اصلی زندگی مطرح نبود.

همه به دنبال چالش در کار نیستند!

این مورد برای من یادآور مطلبی شد که در کتاب 53 اصل مدیریت انسان ها از استفان رابینز خواندم. در یکی از فصل های این کتاب به تحقیقی در حوزه چالش انگیز بودن کار اشاره شده است. براساس این تحقیق، تنها 15% از کارکنان به دنبال چالش در شغل هستند. اینها افرادی هستند که پیشرفت و ارتقا شغلی برایشان بسیار مهم بوده، بنابراین از چالش در کار استقبال می کنند. 85% مابقی یا چالش اصلیشان در خارج از محل کار بوده، مثلا ورزش خاصی را دنبال می کنند یا کار نویسندگی انجام می دهند، یا کلا دنبال هیچ چالشی در زندگی نیستند. آن دسته که خارج از محل کار به دنبال چالش هستند، کار را فقط به عنوان منبع کسب درآمدی برای انجام چالش های اصلیشان می بینند. برای این افراد رشد و پیشرفت در کار آنچنان اهمیت نداشته، بنابراین بیشتر از کارهای روزمره و بدون چالش استقبال می کنند.

وظیفه ما در واحد منابع انسانی تشخیص و دسته بندی این نوع مشاغل هست. باید آگاه باشیم که نمی شود و نباید دنبال چالش کشیدن و رشد شغلی همه افراد سازمان باشیم. باید بستر این رشد را فراهم کنیم تا افرادی که انتخابشان مشاغل چالشی و پیشرفت شغلی است، از این امکان رشد بهره مند شوند. طبیعتا آن 15% در هر سازمانی، افرادی هستند که با چالش کشیدن خود، عملا کل سازمان را به چالش کشیده و عامل اصلی نوآوری هستند.

منابع انسانی در قبال آن دسته که چالششان خارج از محل کار تجربه می شود نیز وظیفه دارد. باید با استفاده از امکانات رفاهی مختلف مانند انعطاف پذیری ساعت کار، هدایا و غیره تا حد توان به این دسته برای تجربه چالش در خارج از کار کمک کرد. اگر این افراد بتوانند تجارب چالشی مثبتی داشته باشند، طبیعتا با حال بهتری در محل کار حاضر می شوند و انگیزه و وفاداری بیشتری خواهند داشت. ترجیح شخصی ام این است که دنبال افرادی که کلا دنبال چالش نیستند نروم. علی الخصوص در محیط های پویایی مانند محیط های استارتآپی، این دسته از افراد کارآیی چندانی نمی توانند داشته باشند.

ماجرای نظافتچی ناسا!

در سال 1961 زمانی که ناسا در حال تلاش برای فرستادن انسان به ماه بود، روزی جان اف کندی، رییس جمهور وقت، برای بررسی پیشرفت پروژه به مقر ناسا رفت. او پس از مشاهده نظافتچی ای که در حال طی کشیدن زمین بود، از او پرسید که چه کاری در ناسا انجام می دهد.

جواب نظافتچی شوکه کننده بود:"من به فرستادن انسان به ماه کمک می کنم."

نگرش این نظافتچی به کارش فراتر از یک چالش بود. او معنای کار را فهمیده بود و می دانست که به تحقق چه چشم اندازی کمک میکند.

شغل، حرفه، رسالت!

این دو داستان مرا به این نتیجه رسانده است که هر یک از ما کارمان را بعنوان یکی از 3 ماهیت زیر در نظر می گیرم:

  • شغل: کار به عنوان صرفا منبعی درآمد برای پیگیری یا عدم پیگیری چالشی در خارج از محل کار
  • حرفه: کار بعنوان یک چالش که می خواهیم در آن پیروز شویم یا پیشرفت کنیم
  • رسالت (ماموریت): کار به عنوان منبعی از لذت و رضایت خاطر که در آن در حال انجام یک کار با اثرات اجتماعی هستیم.

به راحتی قابل اذعان است که ایده آل ترین حالت برای هم کارکنان هم کسب و کارها، این است که کار در آن کسب و کار به عنوان یک رسالت دیده شود. وقتی کارمان را بعنوان یک رسالت می بینیم، هرروز با شور و شوق در سرکار حاضر شده و شب با انرژی و رضایت به خانه برمی گردیم.

در این نوع نگرش، چالش و پیشرفت در کار باعث شادی و خوشحالی ما می شود، اما این شادی و خوشحالی موقتی است (به علت ترشح ماده ای به نام دوپامین در بدنمان هنگام رشد و پیشرفت، حس شادی فراوانی به ما دست می دهد، اما پس از توقف ترشح این ماده آن حس کم کم از بین می رود.). آنچه که همواره در پس بالا و بلندی های محیط کار ما را شاد و راضی نگه می دارد، این حس است که ما جزئی از چیزی بسیار فراتر از خودمان هستیم و در حال ایجاد اثری مثبت در دنیا هستیم. همه ما می خواهیم کارمان مهم باشد. هیچ انگیزه ای قدرت مندتر از این نیست که بدانیم تغییری در دنیا ایجاد می کنیم.

رهبران کسب و کارها در ایجاد حس رسالت در کار مهم ترین نقش را دارند. آنها باید مطمئن شوند که کسب و کارشان در وهله اول رسالت الهام بخش و شفافی دارد و این رسالت در تمام فرآیندهای سازمان علی الخصوص جذب نیرو متبلور است. سازمان ها هنگام جذب نیرو باید فرای مهارت های نرم و سخت، به دنبال جذب افرادی باشند که رسالت شرکت آنها را به شوق آورده و در راستای رسالت زندگیشان است.

انتخاب با ماست!

این انتخاب ما هست که کار برایمان چه ماهیتی داشته باشد. می توانیم به کارمان مانند آن کارشناس خزانه به چشم یک شغل نگاه کنیم و تنها منتظر پایان ماه برای دریافت حقوق باشیم. می توانیم به کارمان بعنوان مهم ترین چالش و هیجان زندگی که خواهان پیشرفت دائمی در آن هستیم نگاه کنیم و در نهایت می توانیم مانند نظافتچی ناسا کارمان را بعنوان جزئی از هویت و رسالتمان در زندگی ببینیم، این که کارمان قرار است به ما در تحقق چشم اندازها و خلق آینده ای بهتر کمک کند. بستری باشد برای زندگی با معنا، نه جدا از زندگی.

 

مقالات زیر برای مطالعات بیشتر توصیه می گردد:

https://hbr.org/2017/08/how-to-find-meaning-in-a-job-that-isnt-your-true-calling

https://hbr.org/2011/03/challenging-our-deeply-held-as

 

#جمعه_یادگیری

#رسالت

#چشم_انداز

#کار_بامعنا

#کار_هدفمند

#چالش

#پیشرفت_شغلی

#منابع_انسانی

#learning_Friday

#mission

#vision

#purposeful_work

#meaningful_work

#challenging_work

#HR

#career_path

  • حمیدرضا لاچین
۰۹
آبان

According to a research by A.T. Kearney, in any team environment, joy arises from a combination of harmony, impact, and acknowledgment — all of which business leaders can engender in their organizations.

 

The survey findings further suggest that joy stems from believing one’s work is truly meaningful. Employees who believe their “company makes a positive societal contribution” and who feel “personally committed to achieving the company’s vision and strategy” experienced the most joy at work.

 

So to create a JOYFUL environment, Leaders must clarify the meaning of work, show employees where they are going, align them to advance the vision, make sure everyone is aware of his impact and role and finally recognize them for their contribution to success.

Source: Making Joy a Priority at Work

#mircohr #leadership #joy #vision #leader #meaningful_work #purpose #recognition #alignment #clarity #harmony #fulfillment

  • حمیدرضا لاچین
۲۳
مهر

FOCUS is the most important success factor in today volatile, uncertain, complex and ambiguous world.

Nowadays, we are surrounded by too many distractions: social media is demanding us to regularly check it, employers re demanding us to pick up heavier burdens at work, family and friends are demanding us to spend more time with them and etc.

The only tool we have to be our best is PRIORITIZING. Prioritizing means saying NO too many things and saying YES to a few most important ones.

As Warren Buffet said: “The difference between successful people and really successful people is that really successful people say no to almost everything.”

Warren Buffett Says This 1 Simple Habit Separates Successful People From Everyone Else

#MircoHR #productivity #focus #priority #prioritizing #warren_buffet #quote #essentialism

  • حمیدرضا لاچین
۲۰
مهر

What is our career about?

Money? Promotion? Benefits?

These are what finite players are looking for. As life is infinite, being a finite player is not a wise choice

To live and work infinitely, we must discover our why (mission), our just cause (vision) and values. An infinite career is about fullfiling our why, advancing our just cause and living our values through our jobs.

If we invest our career in these 3 actions, we would feel fulfilled and inspired every day and night.

So when we want to pick up a job, first we must answer the following question:

1) Does this job help me fullfil my why?

2) Does this job help me advance my just cause?

3) Does this job help me live my values?

 

#microhr #careerpath #careers #infinite_game #simon_sinek #infinite_player #just_cause #why #values #infinite_mindset

  • حمیدرضا لاچین