وبسایت حمیدرضا لاچین - فعال در حوزه‌ی منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی

رویای من ساختن یک فرهنگ کاری مبتنی بر به‌زیستی هست. فرهنگی که در اون سلامت جسمانی، روانی، روحانی و عاطفی انسان‌ها مقدم بر هر اولویت دیگه‌ای تو محیط کاره و کار، منبعی برای بهبود کیفیت زندگیه.

وبسایت حمیدرضا لاچین - فعال در حوزه‌ی منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی

رویای من ساختن یک فرهنگ کاری مبتنی بر به‌زیستی هست. فرهنگی که در اون سلامت جسمانی، روانی، روحانی و عاطفی انسان‌ها مقدم بر هر اولویت دیگه‌ای تو محیط کاره و کار، منبعی برای بهبود کیفیت زندگیه.

وبسایت حمیدرضا لاچین - فعال در حوزه‌ی منابع انسانی، رهبری و توسعه فردی

۷۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «منابع انسانی» ثبت شده است

۰۳
ارديبهشت

این عکسا دفتر شرکت علی بابا به نام روز اوله. در واقع وقتی به یک سال حضورم در علی بابا فکر میکنم، هر روز برام روز اول بود. مثل اولین روز حضورم تو علی بابا، هر روز با شور و شوق تازه از خواب بیدار می شدم و میدونستم که امروز قرار نیست دیروز یا دو روز پیش باشه. حتی قرار نیست یه روزِ بهتر باشه، بلکه به قول علی بابایی ها قراره یه روزِ جدید باشه. یه روزِ متحول.

همین تحول بهترین کلمه ای که باهاش میتونم تجربه حضورم تو علی بابا رو توصیف کنم. هر چی فکر میکنم یادم نمیاد دقیقا قبل علی بابا چطور بودم، چقدر دانش داشتم  یا اصلا چقدر از هویت واقعیم اگاه بودم. علی بابا بستریه که وقتی ازش خارج میشی متحول از وقتی هستی که واردش میشی. متحول به معنی بهتر و بدتر نیست، بلکه به معنی خلق یک فرد جدیده. فردی که تونسته در قدم اول خودش رو کشف کنه و حالا میتونه با اصالت زندگی کنه.

همچنین علی بابا به من یاد داد هر کجا که باشم باید تعهدی فراتر از خودم رو پیدا کنم و برای تحققش یک سفر چالشی رو آغاز کنم. توی این سفر تمامیت وجودم رو حفظ کنم، یعنی حواسم باشه که من کلامم هستم و باید برای کلام هام حرمت قائل بشم، و عامل باشم، یعنی به جای شکایت کردن و نقش قربانی بازی کردن خودم ابتکار عمل زندگیم رو بدست بگیرم.

و نهایتا یادم باشه که این سفر یک قله بی پایانه.

 

 

  • حمیدرضا لاچین
۲۵
فروردين

بیل کمپل پس از اینکه از هدایت پذیری فردِ تحت رهبری یا مربیگری خود مطمئن می شد، خود را وقف رشد و توسعه او می کرد و از هیچ سرمایه گذاری ای دریغ نمی کرد. او در حین رهبری یا مربیگری افراد از دو فرمول طلایی دیگر استفاده می کرد که ترکیبی از ظاهر سخت گیرانه و قلب رئوفانه اش بود.

3) سخت گیری + حمایت

بیل استانداردهای رده بالایی را برای شاگردانش تعیین می کرد. او اعقاد داشت که آن ها می توانند بزرگ باشند، بزرگتر از آنچه به آن باور داشتند. از نظر او رهبران باید مبلغ شجاعت باشند. یعنی تیم خود را هل بدهند و به سمت شجاعت، نوآوری و برداشتن قدم های بزرگتر تشویق کنند. افراد عموما از این نوع ریسک پذیری ها به دلیل احتمال شکست می ترسند، در نتیجه این وظیفه رهبر است که این مقاومت را بشکند. برای شکستن این مقاومت علاوه بر سخت گیری به حمایت هم نیاز است و بیل به روش های زیر این حمایت را نشان می داد.

  • ایجاد امنیت روانی: یعنی افراد می توانند ریسک و نوآوری انجام دهند در حالیکه که خیالشان راحت است در تیم امنیت لازم برای پشتیبانی در صورت اشتباه و شکست وجود دارد.
  • تقویت اعتماد به نفس: نشان دادن باور به افراد و توانایی هایشان برای کسب موفقیت، حتی اگر خودشان چنین باوری نداشته باشند.
  • انتشار انرژی مثبت: رهبر باید منشا انرژی مثبت باشد و موجب ارتقای روحیه افراد شود با شوخ طبعی و تشویق دستاوردهای افراد.

 

  • حمیدرضا لاچین
۲۱
فروردين

 

بیل کمپل پس از اینکه از هدایت پذیری فردِ تحت رهبری یا مربیگری خود مطمئن می شد، خود را وقف رشد و توسعه او می کرد و از هیچ سرمایه گذاری ای دریغ نمی کرد. او در حین رهبری یا مربیگری افراد از دو فرمول طلایی دیگر استفاده می کرد که ترکیبی از ظاهر سخت گیرانه و قلب رئوفانه اش بود.

2) صراحت + دلسوزی

بیل در 100% مواقع صادق و صریح بود و نظرات خود را قاطعانه بیان می کرد (گاهی اوقات حتی با زبان تند). هیچ تفاوتی میان گفته های او و حقایق موجود در ذهنش وجود نداشت. او چیزهایی را میگفت که افراد دوست نداشتند بشنوند و چیزهایی را نشان می داد دوست نداشتند ببینند. حقایق تلخ و دشوار را پنهان نمی کرد، بلکه دقیقا سراغ همین حقایق میرفت. و این دقیقا کاریست که یک رهبر و مربی متعهد انجام می دهد: روبرو کردن افراد با ترس هایشان تا به ایده آل مدنظر خود برسند.

علی رغم این زبان تند و تیز، افراد پس از شنیدن حرف های او حس بهتری هم پیدا می کردند. زیرا اعتقاد داشتند که او این حرف ها را از سر دلسوزی و محبت می زند و به آنها فشار می آورد تا رشد کنند.

بیل برای دادن نظرات صریح خود دو نکته را همیشه رعایت می کرد. اول اینکه نظرات به موقع و در لحظه داده شود. دوم اینکه نظرات انتقادی به صورت خصوصی و نظرات مثبت در جمع ارائه شود.

  • حمیدرضا لاچین
۱۹
فروردين

بیل کمپل از رهبران و مربیان برجسته سیلیکون ولی است. او سابقه سالها مدیریت در سطوح ارشد شرکت هایی مثل اپل و کوداک و مربیگری مدیران عامل سیلیکون ولی از جمله استیو جابز، اریک اشمیت، لری پیج و ... را دارد. اصول رهبری او از زمان خودش جلوتر بود و منجر به ایجاد شرکت هایی با ارزش بیش از یک تریلیون دلار شد. پس از مرگ او در سال 2016، کتاب مربی میلیون دلاری حاوی اصول و قواعد برجسته ی رهبری و مربیگری او توسط برخی از مدیران گوگل نگارش شد.

از جمله این اصول، تکنیک هایی است که او برای رشد و توسعه افراد تحت رهبری و مربیگریش بکار میگرفت. این تکنیک ها در سه فرمول زیر خلاصه می شود:

1) هدایت پذیری + سرمایه گذاری

بیل فقط برروی افراد هدایت پذیر سرمایه گذاری می کرد. از نظر او افرادی می توانند بیشترین بازده را از رابطه با مربی خود کسب کنند که هدایت پذیر باشند. از نظر بیل چه افرادی هدایت پذیر به حساب می آمدند؟

  • افرادی که خودآگاهی مناسبی از نقاط ضعف و قوتشان دارند و براساس این خودآگاهی دنبال رشد هستند. در ادامه وظیفه مربی این است که این خودآگاهی را به حداکثر برساند.
  • افرادی که متواضع و آسیب پذیرند. این افراد براساس خودآگاهی نقاط ضعف خود و نیاز به یادگیری بیشتر و رشد را می پذیرند.
  • افرادی که تعهد و پشتکار برای رشد دارند. این افراد آمادگی پذیرش فیدبک، یادگیری و امتحان رویکردهای جدید را دارند.
  • افرادی که پتانسیل لازم برای رشد را دارند. تعهد و پشتکار برای رشد مهارت هایی باید باشد که در آن حوزه استعداد و پتانسل وجود دارد. چنین سرمایه گذاری ای باید معتبر باشد.
  • حمیدرضا لاچین
۰۶
فروردين

 

بطور خلاصه براساس آنچه تا کنون گفته شد، فرمول گذر از رنج براساس علم معنا درمانی (لوگوتراپی) را می توان به شکل زیر جمع بندی کرد:

فرمول گذر از رنج = امیدواری + خوشبینی + کشف معنا + حرکت ماشین رفتار

امیدواری: انتخاب تفکر به آینده و عاقبت پس از دوران رنج و رهایی از گیر افتادن در گذشته.

خوشبینی: گام بعدی پس از تفکر به آینده، داشتن نگاهی مثبت به آینده است. اینکه آینده اتفاقات خوبی رقم خواهد افتاد و ما توانایی عبور از این رنج را داریم.

کشف معنا: براساس نگاه مثبت به آینده، باید بتوانیم معنایی الهام بخش و در عین حال منطقی و امکان پذیر از آینده خلق کنیم. یک معنای فانتزی، قدرت معنا و عمل براساس آن را از ما می گیرد. معنا باید متمرکز بر خلق ارزش و تاثیر در زندگی دیگران در طول و پس از دوران رنج باشد و سرلوحه رفتار و تصمیمات ما در زندگی روزانه قرار گیرد.

حرکت ماشین رفتار: پس از کشف معنا، نوبت مهم گرین گام یعنی رفتار در راستای آن معنا است. حرکت ماشین رفتار هم برعهده عمل و تفکر ماست. باید عمل و تفکرمان رو جوری هدایت کنیم که متمرکز بر تحقق بخشیدن به معنا باشد. در آن صورت احساسات و فیزیولوژیمان هم هماهنگ به حرکت در خواهد آمد.

کلام آخر نقل قولی از نیچه است: "هر کس چرایی (معنای) خود را پیدا کند، با هر چگونگی ای خواهد ساخت."

  • حمیدرضا لاچین
۰۲
فروردين

در قسمت های قبل در مورد اهمیت و کاربرد معنا در گذر موفقیت آمیز از #رنج و چالش ها و تبدیل شدن به رهبری حقیقی صحبت شد. در این قسمت و قسمت ششم میخواهم درباره چگونگی کشف، خلق، ساختار و ویژگی های یک #معنای الهام بخش و استاندارد نکاتی را بگویم.

معنا را باید کشف کرد.

همه ما آنقدر خوش شانس نیستیم که معنای زندگیمان در طی حوادثی به ما ناگهانی الهام شود. بیشتر ما برای کشف معنایمان باید خود به کاوش #گذشته مان مشغول شویم. برای کشف معنایمان، باید مهم ترین خاطرات مان (لحظات سرنوشت سازمان) را کنار هم بگذاریم و با بررسی آنها، به ارتباطاتی برسیم. با نگاه به گذشته مان و با کشف مهم ترین سرنخ ها (فراز و نشیب های زندگیمان، چالش هایی که حل کرده ایم، لحظاتی که بیشترین حس افتخار را داشته ایم، تغییراتی که ایجاد کرده ایم) می توانیم الگوهایی را پیدا کنیم.

بیشتر مواقع معنا از همین خاطرات رنج آور و سخت زندگیمان می آید. مانند ویکتور فرانکل که تجربه حضور در اردوگاه های کار اجباری نازی ها معنای زندگیش را برایش شفاف کرد.

معنا در اکثر مواقع در دوران نوجوانی درون ما شکل می گیرد. اما چون معنا در قسمتی از مغزمان شکل می گیرد که ارتباطی با زبان ندارد، بیان آن برایمان بسیار سخت است. افرادی که به کاوش برای کشف معنایشان می پردازند، قدرت بیشتری برای #الهام_بخشی رفتار خودشان و اطرافیانشان پیدا خواهند کرد و در مواجهه با رنج های زندگی با رضایت به پیش خواهند رفت.

  • حمیدرضا لاچین
۲۶
اسفند

نتایج تجارب و تحقیقات ویکتورفرانکل در دوران حضور در اردوگاه های کار اجباری آلمان نازی، او را به یک نتیجه رساند: "هر چند بعضی عوامل و شرایط نامناسب مثل کم خوابی و بی غذایی سبب می شدند تا زندانیان به شکلی از خود واکنش نشان دهند، ولی نهایتا به این اصل می رسیم که سرنوشت زندانی به هر صورتی که در می آمد، محصول و نتیجه ی #تصمیمات و #انتخابات او بود تا تاثیرات زندگی اردوگاهی."

انتخابی که فرانکل از آن صحبت می کند، انتخاب بین دو نگاه به رنج است: #امیدواری یا #ناامیدی.

امیدواری یعنی فکر کردن به آینده. عمده افرادی که از آن همه رنج اردوگاه ها نجات پیدا کردند، نه قوی ترین بودن و نه باهوش ترین. آنها فقط توانستند یک تصویری جذاب از آینده ترسیم کنند. تصویری که بیانگر یک #ماموریت، #هدف و #رسالت از زندگی پس از دوران اردوگاه بود. این تصویر هر ثانیه به آنها انگیزه و معنا برای تحمل شرایط می داد.

زندانیان ناامید کسانی بودند که نه می توانستند عاقبت و هدفی برای این زندگی خود ببینند. آنان امید به آینده را از دست می دادند، زندگی حال دیگر برایشان #معنایی نداشت و ترجیح می دادند چشمان خود را ببندند و در #گذشته فرو روند. همین امر باعث #فرسودگی جسمانی و روانی آنها و سقوطشان می شد.

در نتیجه گام اول برای عبور از رنج انتخاب امیدواری و غلبه بر ناامیدی است. اینکه به آینده فکر کرده و انتخاب کنیم که آینده ی ما بیشتر تحت تاثیر انتخاب های خود ماست تا شرایط محیطی.

  • حمیدرضا لاچین
۲۵
اسفند

 

ویکتور فرانکل، یه روانپزشک اتریشی، در اوایل جنگ جهانی دوم توسط ارتش آلمان نازی دستگیر و به اردوگاه کار اجباری آشویتس فرستاده شد.

 

#رنج های دردناک و مختلفی مثل گرسنگی، بیماری تیفوس، ضرب و شتم و تحمل سرمای سوزناک بدون لباس و کفش مناسب را در این ایام در کنار هزاران زندانی دیگری تحمل کرد و نه تنها زنده ماند، بلکه براساس این تجربه، یک سبک روانشناسی به نام #معنا_درمانی را ابداع کرد و الهام بخش انسان های زیادی در سراسر دنیا شد.

 

در مواجهه با رنج و چالش های سخت و غیر قابل پیش بینی روزگار، آدم ها به دو دسته تقسیم می شوند:

  1. افرادی مثل فرانکل که فعالانه با چالش مواجه می شوند. آنها نه تنها در برابر چالش تسلیم نمیشوند، بلکه از آن بعنوان فرصتی برای یادگیری و بهتر شدن استفاده می کنند. ابزار اصلی اینگونه مواجهه یافتن #معنایی فراتر از خود است.

 

  1. افرادی که منفعلانه در برابر چالش قرار می گیرند. این افراد یا در برابر چالش تسلیم می شوند یا در بهترین بدون هیچ پیشرفتی نجات پیدا می کنند.

 

در سری پست هایی میخواهم بیشتر درباره رویکرد آدم های دسته اول صحبت کنم. اینکه چگونه معنا می تواند عامل گذر فعالانه ما از هر رنجی باشد.

 

#معنا #رهبری #رنج #MicroHR #معنادرمانی #درجستجوی_معنا

  • حمیدرضا لاچین
۱۱
بهمن

روابط خوب معامله ای نیستند؛ نیاز ما به مرتبط بودن است که باعث تحکیم این روابط در بلند مدت می شود. قطعا شما انرژی زیادی را صرف یک رابطه کوتاه مدت نخواهید کرد، چه طرف آن رابطه معشوقتان باشد، چه کارفرما، چه همکار و چه آپارتمان. اما اگر آن رابطه را به چشم یک سرمایه گذاری بلند مدت ببینید، انگیزه بیشتری برای خرج کردن عشق، اطمینان، انرژی و زمانتان خواهید داشت.

 

- گزیده ای از کتاب پاداش، اثر دن آریلی

 

چقدر در فضای کسب و کارهایمان این حس که شرکت بصورت بلند مدت برروی افراد سرمایه گذاری میکند وجود دارد؟ تفکرات کوتاه مدت سالانه ی کسب و کارها چقدر انگیزه در افراد برای بهترین خود بودن ایجاد میکند؟

 

 #hr #humanresources #goingaboveandbeyond #hiring #leadership #culture #MicroHR

  • حمیدرضا لاچین
۲۹
آذر

بعضی مواقع شده که به علل مختلفی مثل فشار کاری یا رفتار ناراحت کننده ای، حالت افسردگی و آزرده خاطری در شرکت داریم. حتما همه ما در این موقعیت قرار گرفته ایم. وقتی به زمان هایی که شخصا از این حالت توانسته ام بیایم بیرون و دوباره حالم عادی و بهتر بشود فکر میکنم، در همه این موارد یک اتفاق مشترک افتاده است: یکی از همکارانم آمده سمتم و بهم گفته: چه خبر؟ چیکارا میکنی؟

این جمله شاید در وهله اول خیلی ساده به نظر بیاید، اما قدرت فوق العاده ای دارد. فرای تجارب من، نتایج تحقیقات منتشر شده در نشریه دانشکده کسب و کار هاروارد هم نشان میدهد که این جمله میتواند چقدر قدرتمند و تثیرگذار باشد. در محیط های کاری ای که افراد در فرصت های مختلف همکارانشان رو چک میکنند، این حس رو به آنها انتقال میدهند که برایشان ارزشمند هستند و بهشون اهمیت میدهند. نتیجه اش افزایش تعلق سازمانی و بهبود روابط سازمانیه.

خیلی کار سختی نیست. از هر فرصتی که پیش می آید استفاده کنیم تا به همکارانمان سری بزنیم و ازشون درباره روند کار و زندگی شخصیشون سوال کنیم. بهشون خوب گوش کنیم و باهاشون همدردی کنیم و اگه میونیم بهشون کمک کنیم راهکاری پیدا کنند.

هر وقت اینکارها را انجام می دهیم، ماده ای در بدنمان به اسم اوکسی توسین ترشح میشود که هم حال خودمان، هم حال همکارنمان و هم حال محیطی که درونش هستیم را خوب میکند.

The Surprising Power of Simply Asking Coworkers How They’re Doing

#microHR #منابع_انسانی #تعلق_سازمانی #همدلی #روابط_سازمانی #اوکسی_توسین #رهبری

  • حمیدرضا لاچین